۶ سال با همه ی خوبی ها و سختی هاش گذشت...
ما بزرگ شدیم...با هم...با هم شکل گرفتیم ...و با هم از لحظات زیبای در کنار هم بودن لذت بردیم...
گاهی گریه کردیم...گاهی به خودمون خندیدیم...
همه این روزا خوب بودن...حتی با همه ی اون سختی ها... اما...یه چیزی اون روزا کم بود...
اون روزا من و تو مال هم بودیم اما یه چیزی زیاد بود...هنوزم یه چیزایی کمه و یه چیزایی زیاد...اما فرق کرده...
اون روزا وعده ی دیدار کم بود و فاصله ها زیااااد...
این روزا ...عشق ما زیاده و صبر مون کم...
اون روزاحوصله ها کم بود و نگرانی ها زیاااد...
این روزا ...
نیومدم اینجا که از کم و زیاد زندگی بگم...
اومدم به عشق اول و آخرم...به همسفر زندگیم بگم :
سلام...
اومدم که یا علی بگم و بگم تا آخر راه باهاتم...
اومدم که بابت همه ی اون مقاومت ها و پایبندی هات بگم :
خسته نباشی عزیزم...سختی تموم شد...حالا دیگه وقت استراحته...دربست باهاتم...
اومدم یه تشکر جانانه کنم ...از تو...
ممنونم که به پام نشستی...ممنونم که خسته نشدی...ممنونم که با همه ی عشقت دوباره به سراغم اومدی...
حلقه ی زیبات توی انگشتمه... این یه نشونه است از تو...
زیبا ترین هدیه از طرف توست...زیباست چون از طرف توست برای من...ارزشمنده چون حس تعلق به تورو تو وجودم می پرورونه...زیباست چون ... زیباست
اومدم بگم بهت افتخار می کنم...
شک ندارم بهترین انتخاب تو بودی... اگه تا حالا یه انتخاب درست تو زندگیم کرده باشم...تو هستی...
برام مهم نیست که حس حسادت کسی رو تحریک می کنم یا نه...
یه بار از دکتر راجع به تو پرسیدم...دکتر گفت همچین دامادی رو باید به خواب میدیدم...(پسری که روی پای خودش وایساده و توی ٢۵ سالگی به جایی رسیده که خیلی ها حسرتش و دارن...توی بهترین دانشگاه تهران پذیرش گرفته و هم زمان کار کرده و به پختگی اقتصادی و اجتماعی و عاطفی رسیده...) دیگه از خدا چی باید می خواستم؟
اون لحظه حس غرور تمام وجودم و گرفت...
اولین جایی که پیدا کردم سجده ی شکر به جا آوردم ...میدونی چرا؟
چون همیشه دلیلی واسه افتخار کردن بهت دارم...این که برق رضایت و تو چشمای مامان دیدم...
اوووه میدونی چقدر راه داریم تا با هم قدم برداریم؟
تازه اول راهیم...قرارمون که یادت نرفته؟
((من قراره سال ١٣٩٢ بیام اینجا و بگم که ...٣٠ ساله شدی...قراره بابت این همه خوش بختی و آسایش که برای من و زندگیت فراهم میکنی بیام و ازت تشکر کنم...میاما...))
۵ سال دیگه...
حرف آخر...
دوستت دارم...